تبلیغات |
ایران دوبله | ||||||||||||||||||||||||
|
حسنی: "مسیر انحرافی" ربطی به "لاست" ندارد/ سریالهای نوروزی رقیب نیستند راسخون : فرزاد حسنی
جزیرهٔ ایرانی «ابوموسی» را بهتر بشناسیم جزیرهٔ ابوموسی جزیرهای متعلق به ایران در خلیج فارس است. مساحت این جزیره در حدود ۲۵ کیلومتر مربع میباشد. جزیرهٔ ابوموسی در ۲۶ درجهٔ خط عرض شمالی و در ۵۵ درجهٔ خط طول شرقی واقع شدهاست. فاصله میان «جزیره ابوموسی» و جزایر تنب به دلیل عمق مناسب آب تنها مسیر قابل کشتیرانی برای نفتکشهای بزرگ است. مالکیت جزیره حاکمیت ایران بر جزایر ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک ریشه در دورهٔ امپراطوریهای عیلامی، ماد، هخامنشی، اشکانی و ساسانی دارد. در این دوران نظم و امنیت ایرانی (persianpax) بر سراسر این پهنه آبی خلیج فارس و جزایر آن حکمفرما بود. جزایر سهگانه در سال ۱۹۰۸ به طور کامل تحت اشغال بریتانیا به عنوان قیم رسمی امارات متصالحه در آمد اما تا سال ۱۹۷۱ هیچ کدام از دولتهای ایران این اشغال را قبول نداشته و ابوموسی به همراه تنب بزرگ و کوچک در تقسیمات کشوری ایران قرار داشتند. در سال ۱۹۷۱ پس از توافق ایران و بریتانیا و پیش از خروج نیروهای نظامی انگلیس از منطقه و تأسیس کشور امارات متحده عربی، ابوموسی به همراه تنب بزرگ و تنب کوچک پس از نزدیک به ۷۰ سال شکایتهای مداوم دولت ایران علیه اشغالگری انگلیس سرانجام به ایران بازگردانده شد. در سال ۱۹۹۲ و پس از خاتمهٔ جنگ خلیج فارس امارات متحدهٔ عربی بر خلاف نظر شیخ شارجه و تفاهمنامهٔ ۱۹۷۱ شارجه با ایران در خصوص ابوموسی، اقدام به طرح ادعاهای مالکیت بر جزایر سهگانه کرد. این اقدام واکنش دولت ایران را برانگیخت. نقشهای از سال ۱۲۷۱ که ابوموسی را بخشی از ایران نشان میدهد. دو خطچین موازی خطوط تلگراف دریایی هستند. شورای عالی امنیت ملی ایران با صدور بیانیهای هشت مادهای بر حق حاکمیت بی چون و چرای ایران بر جزایر تاکید کرد. در بند هفتم این بیانیه آمدهاست: «طرح ادعاهای تاریخی در مورد سرزمینهای ایران، اگرچه همواره به نفع ایران است، ما آن را به هیچ وجه به مصلحت امنیت منطقه نمیدانیم و تجربه ادعاهای مشابه از سوی عراق درس عبرتی در این زمینهاست». اکبر هاشمی رفسنجانی در خطبههای نماز جمعه ۲۵ دسامبر ۱۹۹۲ خطاب به شورای همکاری حاشیه خلیج پارس و همپیمانان غربی آنان گفت: برای جداسازی جزایر سه گانه از ایران باید از دریای خون گذشت. نام فارسی این جزیره در اسناد تاریخی و نقشه ها با نام بوموو BoumOuw بوم+اوو Aouw یعنی آب (معرب آن بومف) و با نام گپ سبزو (به معنای جای سبز) و بوم سوز یا بوموسو BoumSou. ثبت شده (بوم به معنی مکان است و «سو» چند معنی دارد سو Souw مخفف سوز Souz نام یک نوع سبزی است و بطور کلی نیز در زبان فارسی کهن معنی سبز میدهد و در مجموع میتوان آن را به معنای زمین سبزنامید). نام ابوموسی یک نام جدید میباشدو سابقه آن به حدودبیشتر از یکصد سال قبل برمی گردد که یکی از ساکنان بنام ابوموسی این نام را بجای بوموسو BoumSou رایج ساخت. جمعیت جمعیت ابوموسی، در سال ۲۰۱۰ میلادی، برابر با ۲٬۰۳۸ نفر بودهاست. تعداد اندکی از این ساکنان شهروندان امارات هستند که بر اساس قراردادی میان ایران و امارات حق اقامت دائم در ابوموسی را دارند. همزمان با ورود احمدیژاد به این جزیره که با استقبال با شکوه اهالی مواجه شد همه یکصدا با شعارهایی خواستار حاکمیت ایران بر این جزیره شدند. وضعیت جزیره «جزیره ابوموسی» جنوبیترین جزیره ایرانی آبهای خلیج فارس است. این جزیره در ۲۲۲ کیلومتری بندرعباس و هم چنین در ۷۵ کیلومتری بندر لنگه، در ۶۰ کیلومتری شمال امارت شارجه در امارات متحده عربی واقع شدهاست. و ۱۶۰ کیلومتر از تنگه هرمز فاصله دارد. جزیره ابوموسی یکی از چهارده جزیره استان هرمزگان است که بیشترین فاصله از سواحل ایرانی خلیج فارس را دارد و طول و عرض آن درحدود ۵ / ۴ کیلومتر است. شهر ابوموسی مرکز جزیره ابوموسی میباشد. ارتفاع آن از سطح دریا ۴۶ متر میباشد. جزیره ابوموسی آب و هوای مرطوب و گرمتری دارد. این جزیره فاقد آب و اراضی مناسب کشاورزی است، ولی کشت و زرع محدودی در آن صورت میگیرد و بیشتر مردم بومی محل به صید ماهی اشتغال دارند. تاسیسات جزیره عبارت از یک فرودگاه، یک موج شکن و اسکله کوچک برای پهلوگیری شناورهای سبک با آبخور محدود و یک جاده کمربندی آسفالته.ناهمواریهای خاک جزیره ابوموسی به سوی شمال افزایش میابد و سرانجام به بلندترین نقطه جزیره به نام کوه حلوا که نزدیک به ۱۱۰ متر ارتفاع دارد میرسد. این جزیره یکی از مراکز صدور نفت خام کشور است که با ظرفیتی قابل توجه فعالیت میکند. وسعت شهرستان ابوموسی ۶۸٫۸ کیلومتر مربع است که مشتمل بر جزایر ابوموسی (با ۱۲ کیلومتر مربع)، جزیره تنب بزرگ (با ۱۰٫۳ کیلومتر مربع) تنب کوچک (با ۱٫۵ کیلومتر مربع)، سیری (با ۱۷٫۳ کیلومتر مربع)، فرور بزرگ (با ۲۶٫۲ کیلومتر مربع) و فرور کوچک (با ۱٫۵ کیلومتر مربع) میباشد. این جزیره از خوشآبوهواترین مناطق خلیج فارس است و انواع گیاهان و جانوران دریایی در ساحل آن به چشم میخورد. بنظرتون کدوم بهتره؟ گویندگانی كه در این سریال صحبت خواهند كرد عبارتند از محمد عبادی به جای نقش لینكون
![]() محمد عبادی
![]() Dominic Purcell > Lincoln Burrows علیرضا باشكندی به جای نقش مایکل ![]() علیرضا باشكندی
![]() Wentworth Miller> Michael Scofield نرگس فولادوند به جای نقش ورونیكا
![]() نرگس فولادوند مریم رادپور به جای نقش دكتر سارا تنكردی
![]() Sarah Wayne Callies > Dr. Sara Tancredi ناصر نظامی به جای نقش رییس
![]() ناصر نظامی ظفرگرایی به جای نقش ال جی
![]() Marshall Allman > L J Burrows سعید مقدممنش به جای نقش فرناندو
![]() Amaury Nolasco > Fernando Sucre شهروز ملكآرایی به جای نقش تی بگ
![]() Robert Knepper > Theodore Bagwell 'T-Bag' فاطمه نیرومند به جای نقش معاون رییسجمهور اشكبوس به جای نقش استالتی محمدرضا مومنی به جای نقش لینك حسین سرآبادانی به جای نقش هی وایر عابدی به جای نقش پلیس گری ربانی به جای نقش دانیل كوروش فهیمی به جای نقش كشیش زندان مهدی آرین نژاد به جای نقش كوپر غلامرضا صادقی به جای نقش معاون زندان كسری كیانی به جای نقش تركی اكبر میرزاهاشمی به جای نقش سینوت قهرمانی به جای نقش برینكر مهرداد ارمغان به جای نقش تویینر داوود شعبانینصر به جای نقش مانچو خسرو شمشیرگران به جای نقش جان گویندگانی كه به جای دو یا سه نقش صحبت كردهاند: زهرا سوهانی به جای نقشهای قاضی، دلگادو و آلیسون نازنین یاری به جای نقشهای كتی و بكی داوودباقری به جای نقشهای استروریم و تكنسین مجتبی شمس به جای نقشهای لوییس و فرماندار برقی به جای نقشهای پلیس بور و لوكاس ناصر خویشتندار به جای نقشهای قاضی و پدر
![]() William Fichtner > Alex Mahone
![]() شخصیت/دوبلور: مدیر دوبلاژ غلامرضا صادقی:
تولد : 1348 - آبادان شروع حرفه ای دوبله : 1370 استادها : تمام گویندگان سریال ارتش سری اولین نقش شاخص : سریال ارتش سری نقش های شاخص : سریال : فونیکس(پیتر فیتفول) – تنهاترین سردار(نادر رجب پور) – رودخانه برفی(فرانک) – گروه ضربت(لاکسون) – افعی(فرانکی) – گرگ آسمان( جو استرینگ) – جنایت های غیر حرفه ای( کاپیتان) – عمر خیام(سلطان ملکشاه سلجوقی) فیلم سینمایی : پدرخوانده2 – مخمصه(وینگرو) علیرضا باشکندی:
جهت آشنایی بیشتر مخاطبان که عموماَ صدای گویندگان را در سریالها می شناسند چند فیلم را که در آنها گویندگی کرده ام ، نام می برم: -مجموعه "قصه های جزیره" به مدیریت خانم "رعفت هاشم پور" که در آن به جای شخصیت "جاسپر دیل" حرف می زدم و تیتراژ را هم می گفتم - سریال "رودخانه برفی" که به جای "لوک مک گرگور" گویندگی کردم - سریال "افسانه شجاعان" به جای "لین چوخون" - و... - این اواخر هم در مجموعه "بشارت منجی" به جای "حضرت مسیح(ع)" گویندگی کرده ام . - از سال 1384 مدیریت دوبلاژ را با دوبله مجموعه انیمیشن"اسباب بازیهای خطرناک" آغاز کردم و از آن به بعد دوبله بسیاری از فیلمهای سینمائی و سریال ها را برعهده داشته ام که آخرین آنها سریال تلویزیونی "افسانه جومونگ" است. - از جمله کارهایی که هم مدیریت دوبله آن را برعهده داشتم و هم درآن گویندگی کرده ام ،دوبله مجدد فیلم های "بروسلی" است که از وجود اساتیدم بهره برده و به جای شخصیت "بروسلی" صحبت کردم که خوشبختانه مورد توجه مخاطبین قرار گرفت. البته لازم است بگویم که قبل از ورود به این عرصه از هنر، سالهل در "انجمن خوشنویسان" مشغول به تحصیل هنر خوشنویسی بودم و بعدها همچنان در آن انجمن مشغول به تدریس بودم و در بهار سال 1380 نیز نمایشگاهی برپا نمودم که به لطف پروردگار مورد توجه قرار گرفت ،اما متأسفانه به دلیل تداخل کاری آن انجمن را رها کرده و تمام وقت و نیرویم را صرف هنر گویندگی نمودم. در ضمن بسیار سرافرازم که در زمره خوشنویسان جهان اسلام می باشم و در نگارش "قرآن مجید" در یک روز شرکت نموده و از کاتبان وحی شناخته شدم. بار الهی ،هر چه هست از توست ... ![]() فرزاد حسنی و کوله پشتی اش![]() اصلا درك نمیكنم چرا بعضیها «اینقدر» از فرزاد حسنی بدشان میآید.اینكه بدشان بیاید، برایم قابل درك است، به هر حال مثل هر پدیدة دیگری، حسنی هم موافق و مخالف دارد و عدهای ازش خوششان میآید و عدهای هم بدشان میآید. ولی این نفرت از حسنی را درك نمیكنم. «دلایل» نفرت بعضیها را درك نمیكنم. میگویند حسنی مهمان را خرد میكند، او را گوشة رینگ میاندازد و له و لورده میكند، به مهمان توهین میكند و او را مسخره میكند و حرفهایی شبیه این. (البته این بیشتر برای برنامههای سال قبل او صدق میكرد، امسال او این بلاها را در بخش خواندن SMSها و نامهها بر سر بینندگان میآورد.) تعجب میكنم كه به جای استقبال از این نوع اجرای حسنی، از او انتقاد میشود. قبول دارم كه گاهی اوقات، حسنی از حد و مرز لازم خــارج میشود و بعضـــی مسخرهكردنها و توهینهایش را با هیچ سریشی نمیتوان توجیه كرد. فرق بین حیدری و حسنی این است كه مرتضی حیدری با سؤالهایش مهمانان را تا گوشة رینگ میبرد ولی زود ولشان میكند و قضاوت را بر عهدة بیننده میگذارد. ولی حسنی به گوشة رینگ میبرد و آنجا هم ولش نمیكند.ولی در فضای پرتعارف و گل و بلبلی تلویزیون كه مجریها هی قربان صدقة خودشان و مهمانهای برنامه و بینندگان و در و دیوار میروند (البته به جز استثنایی مثل مرتضی حیدری)، باید از فرزاد حسنی به خاطر این نوع اجرا تشكر كرد. حسنی در چنین فضای پر تعارفی، راه خودش را باز كرد و فضای جدیدی را در مجریگری تلویزیون ما باب كرد كه آغازگر آن، محمد حسینی بود. مثل هر جریان جدیدی هم نقاط ضعفی دارد. ولی این نباید به انكار كل این جریان منجر شود. برنامة سال پیش كوله پشتی با سردار طلایی را یادتان هست؟ سؤالهای تند و تیزی كه حسنی از طلایی پرسید، در تاریخ تلویزیون ما سابقه نداشت. (این هم نمونهای برای آنهایی كه میگویند زور حسنی فقط به آدمهای بی دست و پا و ضعیف و بینام و نشان میرسد.) بله، چنین گفتوگوهای داغی را از مرتضی حیدری هم دیدهایم. فرق بین حیدری و حسنی این است كه حیدری (كه مجری محبوب من است) با سؤالهایش مهمانان را تا گوشة رینگ میبرد ولی زود ولشان میكند و قضاوت را بر عهدة بیننده میگذارد. ولی حسنی به گوشة رینگ میبرد و آنجا هم ولش نمیكند. چون اجرای حسنی، نسبت به حیدری «جوانانهتر» است. یك جوان معمولا میخواهد هر چیزی را تا آخرش برود و صبر و قرار ندارد و اگر كسی را گیر بیندازد، تا جوابش را نگیرد ولكن نیست. این، ویژگی اجرای حسنی است. درك نمیكنم چرا این ویژگی باید باعث نفرت عدهای از حسنی شود.
مگر دین و ایمان به تیپ و قیافه است؟میگویند حسنی جلوی دوربین از مذهب و خدا و پیغمبر میگوید و این به قیافه و تیپش نمیخورد و ریاكاری است و از این حرفها. این حرف یعنی چه؟ یعنی در تلویزیون فقط باید كسی مثل احمدزاده از خدا حرف بزند؟ مگر دین و ایمان به تیپ و قیافه است؟ چند نفر برایتان بیاورم كه قیافهشان اصلا مذهبی نیست ولی نماز و روزهشان ترك نمیشود و مسلمانیشان از خیلی از ما مثلا مذهبیها بهتر و صادقانهتر است؟ البته من هم از حجم زیاد ریاكاریها در بسیاری از جاها ، شاكی هستم. ولی همه را كه نباید به یك چوب راند. اینجوری باشد كه دیگر هیچكس نباید جلوی دوربین و در جامعه از خدا بگوید، مبادا كه ریا شود!
فرزاد حسنی از خود متشكر است؟؟میگویند از خود متشكر است، از خودش تعریف میكند، مغرور است و از این حرفها. چرا نام هر تعریف از خودی را « غرور» میگذاریم؟ اگر كسی قابلیتی را داشته باشد و بگوید من آنرا دارم، این كار بدی است؟ بله، عدهای هستند كه شكسته نفسی میكنند و تا كسی قابلیت آنها را كشف نكند، حرفی به میان نمیآورند. ولی عدهای هم هستند كه خلاف آنرا عمل میكنند و ویژگیهایشان را جار میزنند. این دو نوع برخورد است و در اطرافمان هم نمونههایش را دیدهایم. اگر خوب نگاه كنیم، به این حالت دوم میتوانیم بگوییم اعتماد به نفس زیاد. این ویژگی چرا باید سوهان روح عدهای شود؟ من كشتهمرده حسنی نیستم. نه زیاد ازش خوشم میآید و نه زیاد بدم میآید. خودم هم انتقاداتی به اجرای او دارم. ولی وقتی میبینم به جای حمایت از چنین آدم و جریانی با این ویژگیهاكه میتواند به تلویزیون تكان درست و حسابی بدهد، خیلیها دماغشان را میگیرند و اَه اَه میكنند، سر در نمیآورم، همین! محمد جباری – همشهری جوان فرزاد حسنی و کوله پشتی اش
بازهم موضوع کاملا بی ربط ولی چون خودم خیلی دوست داشتم یادبیگیرم و بدونم چجوریه پس: ![]() طرزتهیه: استکان های
کمر باریکتون رو در بیارن و یک چای خوش رنگ دم کنید و آماده بشین برای درست کردن
چای دو رنگ . اول نصف استکان رو آب جوش بریزین و چند حبه قند توی استکان بندازین و
با قاشق چای خوری هم بزنین تا قند حل بشه . غلظت قند باید زیاد باشه و به حد اشباع
برسه . یعنی وقتی که قند میندازین دیگه حل نشه و شیره ماننده بشه . برای این منظور
تعداد 4 تا 6 حبه قند کافیه . حالا توی یک کاسه چای خالص بریزین و با استفاده از
یک قاشق یا ملاقه کوچک به آرومی و کم کم روی این شیره چای
بریزین . میبینین که آب در پایین و چای در بالا قرار میگیره . به همین سادگی
. اگه در مقیاس زیاد میخواهین درست کنین , توی
یک قابلمه آب
و شیره باید درست کنید . یعنی به تعداد و متناسب با استکان ها آب داخل قابلمه
بریزین و قند یا شکر رو اونجا بهش اضافه کنین و بعد توی تمام استکان ها رو تا نیمه
با این شیره پر کنین و به آهستگی چای رو به استکان ها اضافه کنید . برای سادگی و
سرعت کار هم میتونین از یک یا دو نفر آدم خونسرد استفاده کنید. این روش بیشتر مجلسی و تفننی و رسمی هست و
مزه و طعم چای در اون چندان مطرح نیست مخصوصن هم که چایی شیرینه نه
تلخ . به همین دلیل از آوردن این چای برای کسانیکه عادت به نوشیدن داغ داغ چای
دارن و تصور میکنن اگه چای بیشتر از دو دقیقه در استکان باقی بمونه از دهن می افته
, خودداری کنید . چــــــــــــــــــی بگم؟ ![]() ![]()
و تنها اوست ...یگانه خالق متعال سلام اصغر عزیز، شاید بی مناسبت نباشد که به مثال عهد قدیم و سرداران رشیدی که افتخارات برای این سرزمین رقم زدند، تو را نیز فاتح بزرگ نامید و سردار تاریخ ساز پهنه فرهنگ و هنر این سرزمین. خوشحالم که در رکابت بودم برای خدمت به فرهنگ و هنر این سرزمین که مردمان نجیبش را شایستگی بهترین هاست و عجب داستان پر فراز و نشیبی داشت این سفر بزرگ از نقطه آغاز که از اندیشه ات بر قلمت جاری شد تا لحظه ای که پرچم نجیب این دیار در یکی از قله های رفیع ادب و فرهنگ وهنر جریان ساز و تاثیر گذار سینمای جهان به اهتزاز در آمد و چه شیرین بودند صورت هایی که در آنان شکوه چشمان اشک بار و لب های خندان توامان جاری بود و یقینم بر این است که شعور کامل حاکم بر نظم آفرینش، صدای خلوص قلب و اندیشه تو را شنید، آنگاه که برای اولین باری که گرد هم بودیم و بر نما های مستند از تصاویر غمناک دادگاه های خانواده چشم دوخته بودیم، تو به جای اینکه بگویی فیلمی خواهیم ساخت چنین و چنان، گفتی: "بچه ها می بینید مشکلات مردم را؟" و این خلوص خدمت بود و قربانی هابیل که بر درگاه احدیت پذیرفته شد، آن را برکت داد و بر بام فرهنگ جهان بیافراشت و به واسطه آن دل ملتی را که هر روز و به هر بهانه صدایش می کنند گرم و شاد و امید وار کرد. اما در میان این آوا های خوش شادمانی، به گوش رسید صدای قابیل هایی که ناهنجار و گوش خراش داد سخن سردادند از بی ارزش بودن تلاشت. چه خوش گفت شاعر که از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست اما حقیقت همیشه پیروز است. آنچه تو کردی سهم بودنت را کامل کرد، الهام بخش و امید آفرین شد و غبار از چهره کهن و پر اصالت این سرزمین بار دیگر برگرفت و حالا همگی با عشق بیشتری بر عمق نگاه یکدیگر چشم می دوزیم و لبخند می زنیم و خوشحالیم که این خاک، خاک بزرگ پرور است، همواره بوده و باز خواهد بود. دستانت پر توان و خدا قوت. به هم او می سپارمت که همانا خیرالحافظین است. سید شهاب الدین حسینی 10 اسفند ماه 1390
در روح و جان من مانی ای وطن به زیر پا فتد آن دلی که بهر تو نلرزد شرح این عاشقی ننشیند در سخن که بهر عشق والای تو همه جهان نیرزد ... ای ایران ایران دور از دامان پاکت دست دگران بد گوهران ای عشق سوزان،ای شیرین ترین رویای من تو بمان در دل و جان ای ایران،ایران گلزار سبزت دور از تاراج خزان جور زمان ای مهر رخشان،ای روشنگر دنیای من به جهان تو بمان سبزی سرچمن،سرخی خون من سپیدی طلوع سحر بر پرچمت نشسته شرح این عاشقی ننشیند در سخن بمان که تا ابد هستیم به هستی تو بسته
حرف های اکبر عبدی شنیدنیه:
|
| |||||||||||||||||||||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||||||||||||||||||||||||